درمانی دیگر؟!
خبر این بود: محققان دریافته اند استفاده از نوعی آنتی اکسیدان به نام لیکوپید ممکن است در درمان ام اس موثر باشد.
همین. مشروح خبر هم نداشت.
امشب در زیرنویس شبکه خبر خوندمش.
خبر این بود: محققان دریافته اند استفاده از نوعی آنتی اکسیدان به نام لیکوپید ممکن است در درمان ام اس موثر باشد.
همین. مشروح خبر هم نداشت.
امشب در زیرنویس شبکه خبر خوندمش.
گفتگو در مورد ام اس
در عملیات امداد و کمک گروه موج پیشرو به مردم زلزله زده بم با خانمی آشنا شدم که فوق العاده مشتاقانه فعالیت می کرد. تعجب کردم وقتی فهمیدم که ایشان مقیم آلمان هستند و از آنجا جهت کمک رسانی به زلزله زدگان فعالیت و تبلیغ می کنند. اما تعجبم وقتی بیشتر شد که دانستم ایشان مبتلا به بیماری ام اس می باشند و علی رغم ضعف و کرختی ناشی از این بیماری اینگونه به فعالیت عام المنفعه می پردازند
از آنجایی که از قبل قرار را بر این گذاشته بودیم که این بار با یک بیمار گفتگو داشته باشیم و از زاویه دید او به معضل بیماری نگاه کنیم، فکر کردیم بد نباشد اگر گفتگوی این شماره را به ایشان اختصاص دهیم. لذا طی یک قرار اینترنتی با ایشان به گفتگو نشستم.
ضمنا جهت برقرار کردن ارتباطی بهتر بین گوینده و خواننده سعی کردم که سوالات را حذف و جوابها را به صورت پیوسته و دنبال هم تنظیم کنم.
شهلا رضایی هستم. متولد 21 مهر 1346. در سال 64 ازدواج کردم و دارای دو دختر هستم. در سال 1372 به آلمان مهاجرت کردیم و در سال 1374 متوجه شدم که مبتلا به بیماری ام. اس هستم.
مي دوني اينكه تو، يه زندگي عادي با فعاليتهاي معمول داشته باشي و بعد يك دفعه بهت بگن كه يه بيماري سخت داري، خيلي مشکله. تنش زيادي بهت وارد ميكنه. اينه كه وقتي به من گفتي درباره بيماريم و احساسم نسبت به اون صحبت كنم اولين چيزي كه يادم افتاد خاطره روزي بود كه دكتر بهم گفت چه دردي دارم.
شونزده روز بود كه براي مشكل ادراري و عمل گشاد كردن مجراي ادرار تو بيمارستان خوابيده بودم، اما مشكلات عديده بيربط جسماني ام پزشكان را گيج كرده بود. هر روز يه پزشك تازه با يه تخصص متفاوت مياومد و ازم سوالاتي ميكرد. سوالاتي از قبيل اينكه تا بحال چه جراحيهايي داشتهاي؟ چندتا زايمان كردهاي؟ و ... بالاخره يك روز وقتي متخصص مربوطه سوالاتش را پرسيد و داشت می رفت، من به ذهنم رسيد بگم كه مدام ضعف دارم، تعادل ندارم و مثل گذشته نميتونم زياد راه برم.
در آستانه در ايستاد، چند لحظه تأمل كرد بعد برگشت و گفت: واقعأ؟ تأييد كردم دكتر ابراز خرسندي كرد و گفت شما كمك زيادي به تشخيص من كرديد، بعد از كمرم مايع نخاعم را گرفت، اما انگار جواب دلخواهش حاصل نشد، لذا مرا براي ام.آر.آي از كمرم فرستاد. عاقبت بدون اينكه نتيجه قطعي از اين همه آزمايش گرفته باشد مرخصم كرد.
بعد از ترخيص يه متخصص اورولوژي هموطن ويزيتم كرد، طبق توصیه ایشان دوباره رفتم پيش متخصص مغز و اعصاب كه منو يكبار ديگه براي ام.آر.آي از مغزم فرستاد.
ديگه كلافه شده بودم. اينكه تو سن 25 سالگي انواع دردها و مشكلات عجيب و غريب را داشته باشي يك طرف قضيه و اينكه مجبور باشي هر روز از اين دكتر به اون دكتر يا آزمايشگاه، راديولوژي و غيره بري طرف ديگه قضيه است. اون روز به محض اينكه ميخواستند مرا وارد اون لوله كذايي كنند زدم زير گريه صداي وحشتناكي كه دستگاه ميداد بد جوري روي اعصابم تأثیر گذاشته بود، اون موقع نميدونستم كه با بيهوشي كوتاه مدت هم ميشه ام.آر.آي كرد. وسط هق هق گريه از خدا خواستم كه اين دفعه دليل مشكلاتم مشخص بشه.
... وقتي ام.آر.آي تموم شد از متخصص راديولوژي پرسيدم كه آيا چيزي دستگيرش ميشه؟ جواب داد من اجازه ندارم به شما اينفورماسيوني بدم، فقط ميتونم بهتون بگم كه لكهاي سفيدي روي مغز شما ميبينم ولي شما بايد تشخيص پزشك متخصص خودتون رو جويا بشيد.
اون شب يكي از بدترين شبهاي زندگيم بود، ثانيه به ثانيه از دوستم ميپرسيدم:" اگه من تومور مغزي داشته باشم چي؟ تكليف همسر، بچهها و خونوادهام چي ميشه؟ تكليف اين همه كار ناتمام كه در زندگي دارم، چيه؟ و..."
بالاخره صبح شد. وقتي پيش پزشكم رفتم و جواب ام. آر.آي را نشونش دادم، ناراحتي را به وضوح در چهره اش ديدم. سرش را به چپ وراست تكون داد و گفت: حدس ميزدم مشكلت اين باشه. اسم بيماريت هست Multiplesclerose كه بيشتر مردم با نام مخفف M.S مي شناسندش.
من همينطور منگ و مات ايستاده بودم و نگاهش مي كردم. بالاخره گفتم حالا اين به قول شما "M.S" چي هست؟ دكتر جواب داد براتون روي كاغذ اطلاعاتي در مورد اين بيماري مي نويسم تا بعد سر فرصت و با تمركز مطالعه كنيد.
با كاغذ حاوي اطلاعات اهدايي دكتر رفتم خونه مامانم. اونجا كاغذ دست به دست مي شد. اما بقيه هم مثل من نمي دونستند كه چه بلايي سرمون نازل شده تا اينكه بالاخره كاغذ دست يكي از دوستان آلمانيمون رسید. وقتي او مطالب روي كاغذ را خوند با تعجب بهم نگاه كرد وگفت: اين را شما داري؟ از نحوه سوال پرسيدنش خنده ام گرفت. گفتم: بله.
گفت بابا عجب روحيه اي شما داري!
همين طور داشت راجع به ام. اس حرف مي زد و به هيچ وجه متوجه ايما و اشارات من كه حاكي از اين بود كه جلوي مامان اينها حرفي نزنه، نمي شد. آخه معناي اشارات خاص ايرانيها را يه خارجي به ندرت متوجه مي شه. حالا باز به مشكلاتم اضافه شده بود. اين بار ناراحتي ميزبان يه بيماري خاص بودن يه طرف قضيه بود و ناراحتي كساني كه دوستم داشتند و دوستشون داشتم طرف ديگه قضيه.
باید سرپنجه مرگ پوستت را نوازش کرده باشه که حال مرا حس کنی. روزهای اول شوکه بودم اما کم کم سعی کردم با شجاعت حقیقت را بپذیرم و راه حلی برای تعدیل مشکلات پیامد این بیماری بیندیشم فرق است میان کسانی که در هر موقعیتی می توانند عملکرد مؤثر داشته باشند با کسانی که در مقابل حوادث و اتفاقات غیرمترقبه پریشان، آشفته و منفعل می شوند. من سعی کردم جز دسته اول باشم.
پیش خودم فکر مي کردم که الان مي میرم و اگه اينطورباشه، مسلما از زندگیم راضی نخواهم بود. چه کارهای نیمه تمامی که رها کرده بودم! چه آرزوهایی که بهشان بی توجه مونده بودم! چه آدمهایی که دوستشان داشتم و هنوز فرصت نکرده بودم احساسم را بهشون ابراز کنم! همزمان با چنین فکرهایی نشستم به خواندن شرح حال کسانی که تماس نزدیک با مرگ پیدا کرده بودند. کم کم به این نتیجه رسیدم که هر کدام از آنها که بینش و فلسفه خود را نسبت به زندگی تغییر داده بودند، توانسته اند سلامت خود را معجزه آسا باز یابند.
آنها معمولا نحوه پرشتاب زندگی خود را کنار گذاشته، سعی کرده اند طوری رفتار کنند که موجبات عزت نفس و رضایت خاطرشان را فراهم آورند، به خود و همنوعان خود عشق ورزیده اند، اوقات بیشتری را صرف عزیزان خود کرده اند، خلاصه اینکه زندگی خود را در جهتی تنظیم کرده اند که از زیبایی حقیقی زنده بودن لذت ببرند.
می دونی؟ ! انگار زنگ مرگ محرکی است که باعث میشه آدمها بیدار شده، زندگی خود را به چیزی تبدیل کنند که بیشتر از گذشته معنا و مفهوم داشته باشد.
هرکس معنای زندگیش را در چیزی می بیند. احساس هدف چیزی بسیار شخصی است.
بعضی از اشخاص این احساس معنی و رسالت را در کار کردن روی زمین می بینند. تعدادی دیگر با بودن در کنار اعضای خانواده یا تربیت فرزند. دیکته گفتن به فرزند ممکنه باعث رضایت خاطر یه نفر بشه، کتاب خواندن تو را ارضا کنه و خنده بچه های بی سرپرست باقی مانده از بلایای طبیعی مرا. این تفاوتها مسلما به خاطر تفاوتهای شخصیتی و نوع رسالتی است که خداوند به عهده بندگانش گذاشته. اگر تو در راستای اون هدف و رسالتی که به خاطرش به دنیا آمده ای قرار نگیری، در وجودت یه خلا احساس می کنی، خلا فقدان هدف! بدون احساس هدف زندگی خالی است و شخص خود را بی حاصل می داند. همین حس بی حاصلی است که سبب مشکلات نسل حاضر بشریت از قبیل یاس، بیچارگی، اضطراب، افسردگی و بسیاری از بیماریهای جهانی می شود.
قسمت اعظمی از مردم، در خلال روزمرگی زندگی، معنا و مفهوم زندگیشان را گم کرده اند. فقط به این فکر می کنند که صورت حسابهایشان را پرداخت کنند، چند ریال بیشتر ذخیره کنند تا وسایل غیر ضروری بیشتری بخرند و...
در جریان مطالعاتم دریافتم که بسیاری از اشخاص با احساس رسالت شخصی خویش زنده هستند. آن چنان در لذت معنای زندگی خویش غرق می شوند که نمی توانند به خود اجازه بیماری یا مرگ دهند. تنها آن هنگام که احساس کنند کارشان پایان یافته است به خود اجازه می دهند که بیمار شوند یا مرگ از پس آنها بر می آید. با خودم فکر کردم چقدر در زندگی دوست داشته ام که به همنوعانم عشق بورزم، مثمر ثمر باشم. اگر الان شروع کنم به اینکه خودم را وقف نشاط بخشیدن به خود و دیگران کنم حتی اگر این تغییر موجب سلامتم نشه، حداقل احساس ارزش داشتن و شاد زیستن مرا ضمانت می کند.
خب حالا قدم بعدی همت و جسارت ایجاد تغییر بود. نمی دانم چرا اکثر ما از تغییر هراس داریم، فکر می کنیم ثبات شخصیت به اینه که هرگز تغییر نکنیم. در حالیکه ما به دنیا آمده ایم که تجربه کنیم، علم بياموزیم و تغییر کنیم. زندگی، رشد و مرگ مستلزم پذیرفتن این تغییر است. من بدون توجه به عقاید و اظهارنظر دیگران، اجازه تغییر در روش زندگی، آزمودن تجربه های نو و سپری کردن زندگی به شکل خاص را به خود دادم. این علاقه به تغییر حتی باعث شد که از مرگ هم نترسم بلکه مرگ را تغییری رو به کمال بدانم در ادامه و امتداد زندگی.
یک شخصیت قوی و بدون نقطه ضعف می تواند پذیرای هر تغییری، هر زندگی تازه ای باشد. در حال حاضر من حدود سه سال است که مصرف کلیه داروهایم را قطع کرده ام و می بینی که همچنان پرانرژی و قبراق به فعالیتهام ادامه می دم و به یاری خدا هر چه زودتر به طور کامل سر این بیماری را زیرآب می کنم و تندرست تر از قبل به زندگی ادامه می دهم.
به امید پیروزی بر اهریمن بیماری.
گفتگوي اينترنتي : لیدا آیلار
منبع: e-hoom.com -هوم
نازمهر
مارچ 2006
كميته ي جنبي دوازده نفره ي مشورتي دارو هاي سيستم مركزي عصبي FDA ، 7-8 مارچ تي سابري را بازبيني كرد .
كميته ، كارايي دارو در كاهش دوره هاي تشديد باليني در فرم هاي عودي ام اس يا ناتواني ناشي از ام اس ، خطرات همراه با مصرف دارو ، طرح مديريت خطر پيشنهادي Biogen Idec / Elan و بازگشت دارو به بازار را ارزيابي كرد .
لازم به يادآوري است كه Biogen Idec / Elan در گزارشي كه 23 ژانويه ارائه كردند از ارزيابي ايمني دارو روي 3000 بيمار و عدم تاييد مورد جديد PML خبر دادند .
كميته معتقد است با در نظر گرفتن خطر محتمل و فوايد تاييد شده ي دارو نسبتي معقول از خطر و فايده وجود دارد كه بيمار و پزشك او را به اتخاذ تصميم وادارد .
يك بازرسي ايمني اوليه منشر شده توسط كميته اين حقيقت را در بر داشت كه سه نفر از شركت كنندگان در آزمايش تي سابري به بيماري نادر مبتلا شده اند . دو نفر از اين افراد مرده اند كه يكي از آنها مبتلا به ام اس بوده است .
موارد مهم توصيه شده توسط كميته مشورتي :
-تي سابري تنها در دسترس بيماراني قرار گيرد كه از طريق پزشك خود در يك برنامه ثبت اجباري نام نويسي كرده باشند .
-تي سابري تنها در دسترس بيماراني كه به ام اس عودي مبتلا هستند قرار گيرد . درجه ناتواني ، خواه بيمار ناتواني نداشته باشد و خواه شديدا ناتوان باشد ، مورد توجه نيست .
-تي سابري تنها در مراكز تزريق مجاز كه در آن پرسنل پزشكي براي استفاده مناسب و خطرات PML آموزش ديده اند ارائه شود .
-تي سابري براي بيماراني كه سيستم ايمني تحت خطر دارند يا آنهايي كه سركوب كننده هاي ايمني يا عوامل تحليل كننده ايمني دريافت كرده اند ، به استثناء استروئيد هايي كه براي درمان عود ها مصرف مي شود ، تجويز نشود .
توجه : اين به معني آن استكه تي سابري در بيماراني كه سيستم ايمني ضعيفي دارند به كار نرود . مانند افرادي كه ام اس و لوكمي يا ليمفوما دارند ، يا آنهايي كه دارو هاي سركوب كننده ايمني يا دارو هاي ديگر ام اس مانند اينترفرون ها را دريافت مي كنند . داروهاي ديگري مانند Cytoxan ، Imuran يا استروئيد هاي درون رگي ماهانه موجب تضعيف سيستم ايمني بيمار مي شوند . در صورتي كه بيمار درحال ايمني درماني ديگري باشد بايد پيش از مصرف تي سابري زماني براي پاكسازي بدن در نظر گرفته شود . ممكن است كه اجازه استفاده از استروئيد ها در حملات دوره اي ،براي دريافت كنندگان تي سابري ، را بدهند ولي مصرف مزمن «پالس» يا استروئيد ماهانه احتمالا توصيه نمي شود .
-اطلاعات دارو شامل يك « جعبه سياه هشدار دهنده » درباره PML است.
-پيش از شروع درمان ، پزشك يك « چك ليست بيمار » را كامل مي كند تا مطمئن شود كه بيمار همه شرايط ضروري براي استفاده از تي سابري را دارد .
-قبل از هر تزريق ، بيمار و پرستار يك چك ليست به منظور بررسي علائم هشدار دهنده PML تكميل مي كنند .
نكته:مقايسه مستقيمي بين تي سابري و ديگر داروهاي مورد تاييد ام اس صورت نگرفته است . اما عموما اين توافق وجود دارد كه داروهاي تعديل كننده ي ايمني ميزان عود هاي ام اس را تا حدود يك سوم كاهش مي دهد . در مقام مقايسه ، پس از دو سال تي سابري ميزان عود ها را تا حدود دو سوم در مقايسه با دارونما كاهش مي دهد .
مهم است توجه كنيد كه به اين دليل كه ام اس يك بيماري به شدت متغير است يك استراتژي درماني مناست براي همه وجود ندارد . اتخاذ تصميم درباره دريافت هر كدام از داروهاي تعديل كننده بايد پس از بحث دقيق ميان بيمار و پزشك او صورت گيرد .
كميته مشورتي نتوانست در اين مورد به توافق برسد كه آيا تي سابري بايد به عنوان يك درمان دست اول به كار رود يا اينكه يك بيمار ابتدا بايد از تعديل كننده هاي ديگر كه كارايي ثابت شده اي دارند استفاده كند .
ريسك مصرف دارو: هيچ كس ريسك واقعي ابتلا به PML خارج از آزمايشات باليني را نمي داند . بر اساس مطالعه اي كه در مجله پزشكي نيو اينگلند منتشر شده است اين ريسك در جمعيت شركت كننده در آمايشات باليني ، كه به طور متوسط 9/17 دوز تي سابري دريافت كرده اند ، يك در يكصد هزار است .
يكي از نمايندگان FDA در نشست كميته اظهار داشته است كه در صورت تاييد تي سابري افراد بيستري در اثر PML خواهند مرد . شايد منظور وي اين بوده است كه اطلاع كافي از ريسك واقعي ابتلا به PML در دريافت كنندگان تي سابري وجود ندارد . به همين دليل Biogen Idec دستورالعملي براي رديابي دقيق حوادث ناخوشايند و ايجاد مطالعه اي بزرگ به منظور كمك به ارزيابي بلند مدت ايمني تي سابري ارائه كرده است .
در نقشه ريسك Biogen Idec اشاره شده است كه بايد ،به صورت اجباري، پزشك و بيمار پيش از مصرف دارو ثبت نام و برگه اي را پر و به شركت ارسال كنند .
اين طرح با توجه به اتنقاد FDA و جهت ارائه به كميته دچار تغييراتي شد.
FDA تاكيد دارد ، به منظور ثبت بيمار ، بايست حداقل 5 سال از آخرين دوز تي سابري ، بدون توجه به طول درمان ، وضعيت بيمار تعقيب شود . Biogen مدت 5 سال پس از نام نويسي يا سه ماه پس از آخرين دوز را پيشنهاد كرده است .
FDA الزامي به تبعيت از راي كميته ندارد هرچند معمولا اين امر روي مي دهد . انتظار مي رود FDA تا پايان ژوئن 2006 تصميم نهايي خود را در اين مورد بگيرد .
سلمان
برای همه دوستان آرزوی سالی همراه با موفقیت دارم .
تی سابری- قسمت اول
تبليغات در بازار پرسود دارو بسيار گمراه كننده است . در نوشته هاي بعدي فهرست بلندي از داروهاي ام اس كه در حال بررسي اند ارائه خواهم كرد . بعضي از اين داروها توسط مراجع علمي رد شده اند يا حداقل با ترديد مواجه اند ولي هنوز تبليغ و مصرف مي شوند.
تي سابري دارويي است كه در چند سال اخير سر و صداي زيادي توليد كرده است . اخيرا و با مطرح شدن احتمال تاييد مجدد دارو موج جديد خبر ها به راه افتاده است . رسانه ها از توليد داروي ام اس خبر مي دهند و مردم برداشت هايي مختلف و ناكافي دارند .خيلي ها به من براي پيدا شدن درمان ام اس تبريك مي گويند . در حالي كه واقعا خبري نيست . چرا كه دارو با خطراتي كه يادآوري مي شود براي نوع خاصي از بيماري ، كه تعداد زيادي از بيماران را شامل مي شود ، طراحي شده است . نوشته زير بر اساس گزارشات منابع ، انشااله ، مؤثق تهيه شده است . به تاريخ ارائه گزارشات توجه كنيد .
تاييد اوليه دارو ، در سال 2004 ، اميد هاي فراواني ايجاد كرد به طوري كه مسؤول پزشكي انجمن ملي ام اس آمريكا مي گويد : تاييد تي سابري مهيج است .
بر اساس نتايج اولين سال يك تحقيق دوساله ي باليني ،FDA ناتاليزوماب (natalizumab){تي سابري (Tysabri) ، كه قبلا به نام آنتگرن (Antegren) شناخته مي شد } را براي نوع عودي بيماري ام اس تاييد كرد .
بر اساس تحقيق فوق اين دارو ميزان عود را بيش از 66 درصد كاهش مي دهد و موجب كاهش توسعه جراحات جديد مغزي ، قابل مشاهده در ام آر آي ، مي شود . بسياري از دريافت كنندگان دارو عود بيماري نداشته اند .
نتايج سال اول تحقيق:
ميزان عود سالانه بيماري در گروه دريافت كننده 25/0 در برابر 74/0 در گروه دارونما بود .
در ام آر آي 60 درصد از دريافت كنندگان دارو جراحت جديد يا افزايش جديد جراحات قبلي مشاهده نشد . اين مقدار در گروه دارو نما 22 درصد بود .
76 درصد از گروه دريافت كننده در برابر 53 درصد از گروه دارونما عود نداشته اند كه از نظر آماري قابل توجه است .
اثر اين دارو به همراه اوانكس نيز بررسي شد . نتايج اين تحقيق يكساله عبارت است از :
54 درصد كاهش عود هاي باليني .
ميزان عود سالانه 36/0 در برابر 78/0 براي گروه دارونما به همراه آوانكس بود .
67 درصد از دريافت كنندگان اين دو دارو در برابر 46 درصد دريافت كنندگان دارو به همراه دارونما عود نداشته اند .
در ام آر آي 67 درصد از دريافت كنندگان دو دارو جراحت جديد يا افزايش جديد جراحات قبلي مشاهده نشد . اين مقدار در گروه دارو و دارونما 40 درصد بود .
هر چند اين تحقيق تكميل نشده ولي دارو ايمن و قابل تحمل تشخيص داده شد و توسط FDA تاييد شد .
برخلاف داروهاي ديگر تي سابري يك آنتي بادي monoclonal است كه هر چهار هفته به صورت وريدي تزريق مي شود .
قيمت دارو در ماه 1808 دلار و در سال 23507 دلار است . در مقايسه قيمت متوسط سالانه داروهاي تعديل كننده ديگر عبارتست از اوانكس : 16608 دلار ، ربيف 20553 دلار ، كپاكسون 16026 دلار و بتاسرون 17827 دلار .
تي سابري چيست؟
تي سابري براي ممانعت از حركت سلول هاي ايمني بالقوه زيان آور از جريان خون ، از طريق موانع مغزي خوني، به خون و نخاع طراحي شده است .
دارو اين حركت را با پيوستن به alpha 4-integrin ، پروئيني روي سطح سلول هاي ايمني T كه به صورت طبيعي آنها را قادر به پيوستن و گذر از موانع مغزي خوني مي كند ، مختل مي كند .
تفاوت تي سابري با داروهاي ديگر چيست؟
بي شباهت به ديگر داروهاي ام اس (Betaseron, Copaxone, Avonex, Rebif
Novantrone) تي سابري عاملي است كه براي ممانعت از حركت سلول هاي ايمني T از موانع مغزي خوني طراحي شده است . اگرچه اينترون هاي بتا (Betaseron, Avonex,
Rebif) نيز روي حركت سلول هاي ايمني از موانع مغزي خوني اثر مي كنند اما آثار بسيار ديگري روي عملكرد ايمني بيماران مبتلا به ام اس دارند .
چه كساني اين دارو را دريافت مي كنند ؟
اين دارو براي افرادي با فرم هاي عودي ام اس تاييد شده است . خواه علائم كم و خواه زياد باشد . فرم هاي عودي ام اس مي تواند شامل ام اس عودي –بهبودي ، ام اس پيشرونده- عودي ، ام اس پيش رونده ثانويه باشد كه عود را تجربه مي كنند .
http://www.nationalmssociety.org/Research-Tysabri.asp
28فوريه 2005
Biogen Idec و شركت Elan ، پس از چهار ماه عرضه دارو ، جمع آوري داوطلبانه tysabri از بازار و تعليق همه آزمايشات باليني را به دليل نگراني هاي ايمني اعلام كردند .
در اين بيانيه ي مطبوعاتي اشاره مي شود كه اين تصميم بر اساس گزارش تازه اي از وقوع دو حادثه مهم براي دو بيمار از پانصد بيمار دريافت كننده tysabri همراه با اوانكس در آزمايشات باليني ، و به منظور پي گيري بيشتر حادثه ، گرفته شده است . اين دو بيمار ، كه بيش از دو سال اين دو دارو را مصرف كرده اند ،به PML ، بيماري نابود كننده غلاف هاي عصبي در سيستم مركزي عصبي - نادر و در اغلب موارد كشنده، مبتلا شده اند .
در بيانيه به مرگ يكي از بيماران، مبتلا به بيماري كرون(Crohn’s)، اشاره شده است .
PML (progressive multifocal leukoencephalopathy) چيست؟
بيماري نادر و به سرعت پيشرونده ي سيستم عصبي ناشي از ويروس JC است . اين بيماري معمولا در افرادي كه سركوبي شديد سيستم ايمني دارند بروز مي كند . علائم اين بيماري زوال عقل ، نقص بينايي ، اختلالات گفتاري، فلج و در نهايت كما و مرگ است . درماني براي اين بيماري وجود ندارد و از طريق درمان تنها علائم آن كاسته مي شود .
PML عموما با برخي از انواع سرطان ، درمان هاي به كار رفته براي ممانعت از پس زدن اعضاي پيوندي ، يا ايدز همراه است .در واقع غير ممكن است كه مشاركت كنندگان در آزمايش tysabri قبلا به PML مبتلا بوده باشند .
PML را ناشي از ويروس JC مي دانند كه در اغلب افراد سالم به صورت غير فعال وجود دارد . هنوز معلوم نيست كه به چه طريق tysabri اين ويروس را فعال كرده است . به عبارتي ارتباط ميان tysabri و PML معلوم نيست .
http://www.nationalmssociety.org/Research-2005Feb28.asp
سلمان
انواعی از داروهای کاهش دهنده کلسترول خون جلوی پیشرفت بیماری ام اس را می گیرد.
محققان دانشگاه کالفرنیا اعلام کردند،داروی "اتورواستاتین"که برای بیماران مبتلا به افزایش کلسترول خون
تجویز می شود از پیشرفت بیماری ام اس جلو گیری می کند.به گفته پزشکان در صورت استفاده ازداروهای
کاهش دهنده کلسترول باید از دیگر داروهای متعارف نیز برای درمان ام اس بهره گرفت در غیر
اینصورت زیان آن بیشتر خواهد بود.
بیماری ام اس موجب بروز علایم متعدد عصبی در مبتلایان می شود وبا دوره ای از حمله و آرامش همراه
است ودرنهایت ممکن است به فلج بیمار منجر شود.
دلهای همه اتون بهاری.![]()
![]()
![]()