گشت و گذاري در وبلاگهاي دوستانی که با بال شکسته می پرند
"من كه تا قبل از ابتلا به سرطان همه چيز رو سياه مي ديدم، بعد از پايانش يك آدم ديگه هستم چون ياد گرفتم كه براي اين به دنيا نمي آييم كه چند تن مواد خوراكي رو به كود تبديل كنيم و خوش باشيم. ما براي اين به دنيا مي آييم كه هر روز بزرگتر از روز قبل

شويم، بيشتر ديگران رو دوست داشته باشيم و اگه بتونيم از خودمون چيزي توي اين دنيا به جا بذاريم... سرطان شايد بهترين معلم من بود - گر چه خيلي سخت گير بود- چرا كه آن چه سرطان به من ياد داد، هيچ كس ديگه اي نتونست ياد بده. من ياد گرفتم كه دوست داشته باشم، ببخشم، فراموش كنم و بالاخره اين كه تغيير ايجاد كنم."
اين ها صحبتهاي خانم جواني است كه مدتي پيش به سرطان مبتلا شده و اينك در نبرد با سرطان پيروز از ميدان درآمده. او اين حرف ها را در وبلاگي به نام "تربچه" براي آن ها كه به نوعي با سرطان در ارتباط اند مي نويسد.
براي خواندن بقيه اش اينجا را كليك كنيد:
لینک این مطلب از روزنامه قدس:
http://qudsdaily.com/archive/1385/html/2/1385-02-20/page31.html#0