جنبه هاي روانشناختی مولتي پل اسكلروزيس

بطور كلي MS با توجه به درگيري مغز و محدوديتهايي كه براي فرد ايجاد مي كند ، اختلالات روانپزشكي گوناگوني را براي بيمار ايجاد مي كند كه عبارتند از :

1-  اختلالات خلقي

2-  پسيكوز .

3-  تغييرات شخصيتي

4-  اختلالات شناختي

همچنين MS بدليل مزمن بودن و محدوديتهاي حسي و حركتي باعث مي شود واكنشهاي روانشناختي را در فرد برانگيزد كه از جمله  آنها كاهش اعتماد به نفس فرد قابل توجه است .

1- اختلالات خلقي

الف ) افسردگي :

در 62-45 % موارد بيماري MS ، افسردگي را گزارش كرده اند . تفاوت آمارها به خاطر استفاده از تكنيكهاي مختلف ارزيابي است كه كيفيت هاي متفاوتي دارند . محققيني كه از تستهاي جمع آوري علايم استفاده كرده اند ، ( مانند تست بك ) را به ( Beck ) شيوع بالاي افسردگي را در MS گزارش كرده اند ؛ چون علايم شناختي و جسمي علايم MS حساب افسردگي گذاشته اند ، مثل خستگي و اختلال حافظه كساني كه در تحقيق از مصاحبه ساختار يافته استفاده كرده اند ؛ با توجه را MS به حذف علايم غير خلقي تشخيص دقيقتري بالاتر مطرح كرده اند . با اين حال شيوع افسردگي در از جامعه عادي است و 25-50% اين بيماران از افسردگي رنج مي برند .

افسردگي بالاتر باعث افزايش ميزان خودكشي در اين بيماران مي شود . عوامل خطر خودكشي در بيماران MS عبارتند از : 1- جنس مذكر 2- شروع بيماري قبل از 30 سالگي 3- تشخيص جديد اختلال MS .

علت افسردگي در MS ناشناخته باقي مانده است با اين حال مي توند بدليل درگيري مغز و يا واكنش به زندگي همراه با محدوديت و بيماري مزمن باشد ولي پايه ژنتيكي براي افسردگي در MS كشف شده است .

شواهدي در دست است كه افسردگي در MS احتمالاً به دليل بالاتر demyelination اعصاب مغزي است . اولاً ميزان افسردگي در ثانياً MS از بيماريهاي مزمن ديگر است ؛ افسردگي در كساني كه درگيري نخاعي دارند كمتر از كساني است كه صرفاً درگيري مغزي دارند ؛ ثالثاً افسردگي در به MS وضعيت نورولوژيك فرد بستگي ندارد . يعني طول بيماري و شدت آن و ميزان اختلال شناختي او با ميزان افسردگي اش ارتباط زيادي ندارد . علت افسردگي واكنشي در MS براساس تئوري بي ياوري يادگيري شده(Learned Helplessnses توضيح داده مي شود . وقتي فردي با موقعيت درماني بيزاري آور ( مثل بيماري ) و غير قابل كنترل يا پيش بيني ، روبرو شود ، احساس تسليم پيدا مي كند ؛ با توجه به موقعيت غير قابل پيش بيني و مزمن MS افسردگي واكنشي بر اين اساس توجيه مي شود .

ب ) مانيا :

تغيير خللق ديگري كه در بعضي بيماران MS ديده مي شود ، احساس سر خوشي و شاد بودن غير عادي است . اين مشكل در 25% بيماران MS گزارش شده است ؛ اين احساس كمي بالاتر از حد طبيعي است كه موقعيت آنان ايجاب مي كند ولي از هيپومانياكم تر است . 10% بيماران ، خلقبالاي مستمر دارند . ابتدا سه گروه MS قرار گرفتند :

1-  بيماراني كه BMD  داشتند .

2-  كساني كه مانيا يا افسردگي داشتند .

3-  بيماران MS بدون اختلال خلق ، سابقه MS و BMD در خانواده گروه اول بيشتر ديده شد . احساس بي تفاوتي نسبت به بيماري در MS با ميازن اختلال در لب فرونتال بر اساس MRI ارتباط دارد .

خستگي

از عوارض شايع MS خستگي است كه تا 80% موارد گزارش شده است ؛ گرچه خستگي در اين بيماران مبناي فيزيكي و ارگانيك بيشتري دارد ولي شايد بدلايل شناختي هم باشد . خستگي اين افراد از ابتداي روز به طرف انتها بدتر مي شود و در غروب به اوج مي رسد ؛ گرما و فعاليت بدني و استرس خستگي را شدت مي دهند ؛ لذا بايد استرسها كاسته شود . خستگي در MS با مشكلات وسيعتري در ساقه مغز و مغز مياني مرتبط است و در مطالعات ، با  ميزان كلسفي شدن غده پينه آل ارتباط آن گزارش شده است . براين اساس تغيير ملاتونين در ايجاد MS مطرح شده است .

مشكلات شناختي و هوشي

65-40% بيماران MS انواعي از اختلالات شناختي را نشان داده اند كه با تستهاي نوروسايكولوژيك (Neuropsychologic ) مشخص شده است . 20-30% بيماران ، اختلال شناختي جدي دارند . به نظر مي رسد قواي هوشي كلي در MS كاهش يابد . بيشترين اختلال شناختي MS مشكل حافظه است كه ارتباطي بين طول بيماري با شدت علايم عصبي وجود نداشته است .

يك مطالعه بر روي پرسنل نظامي نشان داده است كساني كه MS داشته اند ، در عرض 4 سال 5/13 نمره از IQ ( Intelligence Quotient ) آنها كاهش يافته است ؛ اين كاهش در زمينه كلامي و بخصوص عملكردي بيشتر نشان داده شده است . مشكلات كلامي مثل هيپوفوني ( Hypophonia ) و ديس آرتري ( Disartheria ) بيشتر از مشكلات كلامي ديگر ديده مي شود . مشكلات توجه و تمركز بعضاً ديده مي شود بخصوص در فعاليتهايي كه لازم است به چند محرك بطور همزمان توجه داشت ، MS مشكل قابل توجه نشان مي دهد ، كاملاً موارد مشكل حافظه و تمركز همزمان ديده مي شود ؛ حافظه فوري در MS دچار اشكال مي شود . حافظه اخير هم اختلالاتي را نشان مي دهد ؛ ولي در مورد حافظه دور مشكلات مختصري گزارش شده است . بعضي بيماران به مشكل حافظه خود آگاهي داشته با آن انطباق خوبي دارند ؛ ولي گروهي از بيماران MS از اين مشكل اطلاعي ندارند حتي آن را انكار مي كنند ؛ اختلال حافظه انتروگريد همراه با اشكال در بياد آوري اطلاعات بيشتر ديده مي شود . اطلاع شخص از حافظه خود را اصطلاحاً Meta Memory گويند و در اطلاعات ديده شده است كساني كه مشكل حافظه انتروگريد دارند ، تا 50% حافظه خود را بيشتر از واقع تخمين مي زنند .

عملكرد

80% از بيماران MS در آمريكا و اروپا ، زودتر از موعد باز نشسته مي شوند كه بيشترين دليل آن اختلال فيزيكي و خستگي است . مشكلات شناختي بخصوص حافظه فيزيكي و خستگي است . مشكلات شناختي بخصوص حافظه و اختلال در سرعت تجزيه و تحليل اطلاعات اعم از دلايل ديگر است . بدليل شروع زودرس اختلال MS اثرات اقتصادي زيادي را روي جامعه و بيماران خواهد داشت . اطرافيان بيمار گرچه مشكلات فيزيكي و جسمي او را مي بينند ، ولي اختلالات شناختي و خستگي او براي انان قابل درك نيست لذا اين مسئله مشكلات ديگري را در خانواده براي او ايجاد مي كند . اختلالات روانپزشكي ديگري كه در MS قابل توجه هستند ، عبارتند از : مشكلات رفتاري و تغيير خصوصيات شخصيتي بيمار ، پسيكوز ( در موارد نادر ) و دمانس تحت قشري ، دمانس بيماران MS همراه با مشكلاتي نظير كاهش سرعت تجزيه و تحليل اطلاعات ، ناتواني در حل مشكل جديد ، اختلال حافظه انتروگريد و تغيير شخصيت و خلق است ولي مشكلات آفازي ( Aphasia  ) و اگنوزيا با اپراكسي ( Apraxia ) كمتر ديده مي شود .

درمان

با وجود شيوع بالاي درمان مشكلات روانپزشكي در MS بررسيهاي كمي در رابطه با درمان اين مشكلات در MS انجام شده است . افسردگي اين بيماران به شناخت درماني و درمانهاي شناختي رفتاري و گروه درماني جواب مي دهد . روان درماني به بيمار و خانواده اش كمك مي كند تا با ماهيت غير قابل پيش بيني بيماري كنار بيايد و در واقع با بيماري مزمن خود انطباق يابد و بتواند به فعاليتهاي عادي خود باز گردد . درمان دارويي جهت افسردگي شامل ضد افسردگي هاي سه حلقه اي مثل آمي تريپ تيلين ( Amitriptyline) نورتريپ تيلين و دزي پرامين ( Desipramine Hydochloride ) است . ايمي پرامين ( Imipramine ) براي كساني كه در كنترل مثانه اي ندارند ، مي تواند موثر باشد . داروهاي SSRI ( داروهايي كه مانع باز جذب سروتونين مي شوند ) ، بخصوص سراترالين و فلوگزتين ( Floxatine ) هم جهت افسردگي بيمار MS استفاده شده اند و مفيد بوده اند .

خنده و گريه اين بيماري با آمي تريپ تيلين بهبودي مي يابد و در مواردي كه به اين دارو پاسخ ندهند ، از لودوپا ( Levodopa ) استفاده مي شود . جهت بيماراني كه علايم دو قطبي نوع يك دارند ، ليتيم ( Lithium Carbonate ) تجويز مي شود .

                                                                      دنیز

درمان ام.اس با بوتوکس


بوتوکس نام تجاری سمی است که باکتری کلستریدیوم بوتوم تولید می کند.این سم در مقادیر بالا سبب مسمومیت غذایی کشنده بنام بوتو لیسم می شود ولی مقادیر اندک ورقیق شده ی آن اگرمستقیما به برخی عضلات تزریق شود سبب شل شدن آن عضلات می شود.بوتوکس از حدود 15 سال پیش دردرمان امراض مختلف چون انحراف چشم،سردردهای عصبی ،...مورداستفاده بوده است.
گفته می شود بوتوکس دردرمان بسیاری از ناراحتی های ام.اس ازجمله گرفتگی واسپاسم عضلات و... اثرات درمانی مفیدی دارد وموجب شل شدن عضلات می شود.نحوه ی عملکرد بوتوکس به این صورت است که پیامها وسیگنال هایی راکه ازاعصاب به عضلات فرستاده می شود بلوکه می کند.بنابر این عضالتی که بوتوکس به آنها تزریق شده شل می شود و دیگر منقبض نمی شود.دو نوع بوتولینوم توکسین وجود دارد :نوع "آ"و نوع "ب "واین بعهده ی ÷زشک است که تصمیم بگیرد کدام نوعش برای شما مفید است و براتون تجویز کند.هنوز سازمان دارو و غذای آمریکا این دارو را بطور کامل برای درمان ام.اس تصویب نکرده است.

برای خواندن کامل آن به زبان انگلیسی به  این آدرس مراجعه فرمایید:

http://my.webmd.com/content/article/57/66127.htm

                                         دنيز.

پيوند سلولهاي بنيادي عصبي

اخیرآ محققین علوم ژنتیک دانشگاه جانز هاپکینز آمریکا خبر از موفقیت پیوند سلولهای بنیادی عصبی به نخاع قطع شده موش آزمایشگاهی داده و ابراز امیدواری نمودند که با این روش در آینده علاوه بر معالجه قطع نخاعی ها ، بیماران مبتلا به ام.اس و ای.ال.اس نیز معالجه شوند.
http://www.hopkinsmedicine.org/Press_releases/2006/06_20_06.html
بدنبال انتشار این خبر یکی از دوستان که از اقدامات و تحقیقات پژوهشکده رویان تهران در زمینه پیوند سلولهای بنیادی عصبی به نخاع مطلع بود،طی تماسی ضمن انتقال خبر فوق به مسئول روابط عمومی رویان نتیجه تحقیقات آنها را جویا شد.مسئولین پژوهشکده اعلام نمودند که:
نه ماه قبل خودشان توانسته اند سلولهای بنیادی عصبی را به نخاع قطع شده موش آزمایشگاهی پیوند زده و موجب برپائی مجدد سلسله اعصاب حسی و حرکتی موش آزمایشگاهی گردند .و در حال حاضر نیز پروتکل طرح پیوند این سلولها به نخاع میمونهای آزمایشگاهی با بیمارستان لقمان ،ضمن ارائه بودجه اختصاصی از سوی پژوهشکده، امضا شده و در حال انجام می باشد.اما علی رغم آماده شدن طرح پیوند این سلولها به انسان از سوی محققین رویان و همچنین تخصیص بودجه لازم برای این کار ،تا بحال هیچ جراح مغز و اعصابی برای اجرای این طرح ابراز علاقمندی ننموده است!
لذا خواهشمند است ما را در انتشار و انعکاس این خبر یاری نمائید تا شاید پزشکی برای انجام این مهم آستین بالا زده و گامی در جهت بهبودی مبتلایان به ضایعات نخاعی بردارد.
تلفن روابط عمومی پژهشکده رویان:
۲۲۴۰۲۴۸۶ (۲۱ ) ۰۰۹۸

تی سابری تایید شد

 

FDAبازگشت tysabri (natalizumab)به بازار را براي ام اس عودي تاييد كرد .

FDA دارو را به منظور كاهش تراكم ناتوانايي فيزيكي و كاهش فركانس عود ها (تشديد هاي باليني) در بيماران مبتلا به نوع عودي ام اس تاييد كرده است .

نكات مهم تاييديه :

-         دارو تنها در برنامه ي تنظيم محدودي به نام تماس قابل دستيابي است و پزشكان تجويز كننده و بيماران بايد در برنامه ي ثبت نام  اجباري نام نويسي كنند .

-          دارو تنها در مراكز تزريق ثبت شده كه پرسنل پزشكي آن درباره ي استفاده ي مناسب و خطر PML   آموزش ديده اند ارائه مي شود .

-         دارو نبايد به همراه دارو هاي ديگر كه عملكرد سيستم ايمني را تحت تاثير قرار مي دهند مصرف شود . يعني دارو بايد به تنهايي مصرف شود .

-          دارو عموما براي بيماراني توصيه مي شود كه پاسخي ناقص ، يا در موارد نادر عدم تحمل ، به ديگر درمان هاي ام اس نشان مي دهند .

-          دارو براي بيماراني كه سيستم ايمني ضعيف شده دارند يا دارو هاي ديگر سركوب كننده يا تعديل كننده ي سيستم ايمني دريافت مي كنند توصيه نمي شود .

-          اطلاعات تعيين شده شامل يك «جعبه ي سياه هشدار دهنده » براي مشخص كردن  افزايش خطر PML  و نكاتي مهم براي بررسي هر نوع علامت يا نشانه ي احتمالي PML در بيماران  است .

-          پيش از شروع درمان،بايد، يك  ام آر آی  گرفته شود .

-         پيش از هر تزريق بيمار و پرستار مسوول تزريق ليستي را پر مي كنند كه نشان دهنده ي هر علامت جديدي است كه نياز به بررسي پزشك دارد .

-          بيمار بايد 3 تا 6 ماه بعد از اولين تزريق و از آن به بعد هر 6 ماه يك بار توسط پزشك تجويز كننده معاينه شود .

به عنوان بخشي از تاييد دو شركت توليد كننده پذيرفته اند كه 5000 بيمار دريافت كننده دارو را به مذت 5 سال براي ارزيابي ايمني دارو تحت نظر داشته باشند .

--شركت های توليد كننده ي دارو، Biogen Idec / Elan ،اميدوارند اين دارو در  2006july (ماه آينده) در دسترس بيماران قرار گيرد .

سلمان

تي سابري طي 2 سال گذشته جنجال بزرگي به پا كرده است . عموما اميدبخش ترين داروي كشف شده معرفي مي شود درحاليكه مرگ دو نفر از مصرف كنندگان دارو قابل چشم پوشي نيست .اين نگراني در تاييد مجدد دارو نيز لحاظ شده است .

براي كسب اطلاعات درمورد دارو  به آرشيو ، فروردين 85، مراجعه كنيد .