اضافه شدن وزن برای بیماران ام‌اس مشکل‌ساز است

اضافه شدن وزن در بیماران ام‌اس مشکلی است که به دنبال کاهش سطح فعالیت رخ می‌دهد.

این در حالی است که میزان کالری دریافتی بیماران ام‌اس نسبت به دوره قبل از بیماری تغییر نمی‌کند. در این میان تعداد کمی از افراد نسبت به اضافه وزن خود آگاهی ندارند. هیچ دلیل ومدرکی نیست که نشان دهد اضافه وزن سبب ضعف می‌شود، باید در نظر داشت که به طور کلی اضافه وزن برای سلامتی مطلوب نیست.
بیمارانی که اضافه وزن دارند معمولا مایلند لاغر شوند ولی اغلب تغییرات کمی در وضعیتشان می‌توان ایجاد کرد اگر سطح فعالیت فردی را نتوان افزایش داد، کاستن از کالری دریافتی تنها راه ممکن است. به طور کلی، اضافه وزن در حرکات عمومی اختلال ایجاد می‌کند. افرادی که ویلچری هستند اغلب به طور اجتناب ناپذیری چاقی شکمی پیدا می‌کنند، این افراد نمی‌توانند به مقدار کافی ورزش‌های شکم را تغییر وضعیت خود انجام دهند. همان دستورات رژیمی که برای دیگران به کار می‌رود در بیماران ام‌اس هم بکار می‌رود. استفاده از مهار کننده‌های اشتها اثر کوتاه مدتی دارد. بیشترین تلاش برای ایجاد تعادل منطقی بین فعالیت بدنی، کالری دریافتی و میزان خستگی است. این امر ابتدا با خوردن غذا کمتر شروع می‌شود. افرادی که غذای کمتری می‌خورند ولی وعده غذایی بیشتری دارند، هم کالری دریافتی کمتر و هم رضایت خاطر بیشتری دارند.    دنیز

یه توصیه خرکی

 

سلام

همه میدونن من خرم و این مشکل خدا دادیه ! پس باید ببخشید که تو این وبلاگ مطلب خرکی مینویسم !! ژنتیکه دیگه !! دست خودم نیست !

استادی داشتم که میگفت : بیماری برای اونکه بتونه بر تو غلبه کنه نیاز داره به یه جای مناسب برای نشستن ! و معمولا ما با یه سری اخلاق تکراری و رفتاری که روزمرگی ما رو تشکیل میده براش جا پای مناسب درست میکنیم ! اونم جا پای دائم برای نشستن راحت !

استادم میگفت وقتی که با یه دشمن سر سخت روبرویی که یه ضرب دستت رو میخونه ! و بهت ضربه میزنه !! بهتره سبک مبارزه ات رو عوض کنی تا برنده بشی ! یه جورایی تغییرات تو رفتارت ! حالا این تغییرات میتونه از کوچیک تا بزرگ  باشه ! مثلا اگر همیشه صبح دیر پا می شی از فردا زود پا شو ! اگر پای درد و دل بقیه می شینی ! کمتر بشین یا اصلا نشین ! اگر همش حواست به بقیه است که نخورن زمین ! حالا حواست رو بده به خودت !

خوب اگر میخواهید فحش بدین بیائید وبلاگم ! اما اگر به به میگین لطفا همین جا باشه که وبلاگ گروهیه ! یه آبرویی بشه برای ما پیش بقیه نویسنده ها مخصوصا نازمهر و دنیز !!

قربانتان  آقا خره

لكه اى كوچك و دردى بزرگ

فرماندار مستبدى است، اما همه او را دوست دارند چون مى دانند بى فرمان او تمام دستگاه ها از كار مى افتد. پس بى هيچ گله و شكايتى از او فرمان مى گيرند، اما امان از آن وقتى كه لكه اى كوچك برروى اين فرماندار سايه بيندازد، لكه هرجا كه سايه انداخته باشد فرماندار در آن بخش قدرت فرماندهى اش را از دست مى دهد و فرماندار در فضايى پر ازبى فرمانى به خواب مى رود. ام اس يكى از انواع بيمارى هاى مغز و اعصاب است كه به زبان ساده يعنى پلاكهايى (لكه) برروى مغز ايجاد مى شود كه قدرت مغز براى اداره بدن از دست مى رود. اين گزارش نگاهى اجمالى به زندگى يك فرد مبتلا به ام اس است.
اشك هايى كه ريختم
برگه ام آر آى را نشان مى دهد، دستش اين سو آن سوى تاريخ مى چرخد، آخر اين همان تاريخى است كه دكتر روبرويش نشست و گفت چه بر سرش آمده است، هفت سالى از آن زمان مى گذرد اما هيچ چيز از خاطرش پاك نشده است. نه اشكهايى كه ريخته، نه ترس از رفتن، نبودن و نزيستن و نه آرامشى كه پس از دو هفته بر وجودش چتر مى اندازد. «آنفلوانزاى سختى گرفتم، بدنم در تب مى سوخت و بى حس و لمس شده بود، بعد از سه روز وقتى چشمهايم را باز كردم دنيا را به دو نيم مى ديدم، نيمى در ديدن و نيمى در نديدن.»
پلاك هايى روى بخش بينايى مغزش نشسته است. براى همين فرمان ديدن مغز را دچار اختلال مى كند،اينها همه يك معنا مى دهد: ام اس. البته از نوع بدخيم. چون ممكن بود اين لكه كمى اين سو و آن سوتر مثلاً برروى نخاع بنشيند و سيستم عصبى - حركتى بدنش را از كار بيندازد. شايد هم كمى بالاتر مثلاً روى بخش تكلم و ...
خوش خيم يا بدخيم، او در ۲۱ سالگى مبتلا به ام اس مى شود تا زندگى اش در مسيرى جديد به حركت درآيد.
هميشه به خير مى گذرد
مخارج كمرشكن درمان بيمارى كه قرار است تا آخر عمر آن را يدك بكشد با هم آميخته مى شوند و معمولاً معجونى عجيب و غريب درست مى كنند كه تحمل آن سؤال برانگيز مى شود.
«هزينه ويزيت دكتر، قرص، ويتامين و آمپولهايى كه براى درمان استفاده مى كنيم، سرسام آور است به خصوص اگر بيمه نباشى به عنوان مثال هزينه خريد آمپول آوانكس و آمپولهاى مشابه آن ۲۷۲ هزار تومان است كه با بيمه ۹۰ هزار تومان مى شود به اضافه هزينه هاى ديگر درمان در مجموع ماهيانه چيزى در حدود۱۵۰هزار تومان مى شود كه اصلاً هزينه كمى نيست.»
بيمارى، تنگدستى نمى شناسد، بايد پول خرج كرد تا حادثه بدى اتفاق نيفتد اما چه انتظارى مى توان از دستهاى پدرى داشت كه به تازگى ورشكسته شده است. «كمك هاى انجمن در يك مقطعى قطع شد و هزينه درمان براى پدرم سنگين بود براى همين تصميم گرفتم براى مدتى درمان را قطع كنم، چهار ماهى مى شد كه درمان را قطع كرده بودم و در ظاهر حالم خوب بود اما ناگهان حمله اى بهم دست داد كه كارم به بيمارستان كشيد، البته به خير گذشت.»
هميشه به خير مى گذرد. اصولاً اتفاقى نمى افتد مگر اينكه خيرى در آن باشد؛ اما وقتى رئيس صنف پدرت بى هيچ اطلاعى از تنگدستى خانواده زنگ بزند و جوياى احوالت شود، ديگر بر اين شكى باقى نمى ماند كه خدا مراقبت است. «هيچ كس چيزى به ايشان نگفته بود، خودش زنگ زد و وقتى فهميد براى درمان دچار مشكل هستيم هرماه هزينه اى براى درمان من انجمن كمك مى كند تا مشكل مالى مانع درمانم نشود، اينها همه نشانه خداوند است خدايى كه هرچقدر شكرش را هم به جا بياورم كم است.»
مگر مى شود؟
مگر نمى گويند سلامتى بزرگترين نعمت بشر است، پس مگر مى شود كسى اين نعمت عظيم را نداشته باشد و نه تنها راضى بلكه خوشحال باشد و شكرانه به جاى بياورد؟! صدبار ديگر از خود مى پرسى مگر مى شود مگر مى شود؟! معتقد است اين لطف خدا بوده و به قطع حكمتى در آن بوده است. «از وقتى فهميدم بيمارم همه چيز تغييركرد، از خودم گرفته تا زندگى و سرنوشتم همه و همه» بعد از گرفتن ديپلم و قبول نشدن در دانشگاه خانه نشين مى شود دوسالى اينگونه مى گذرد تا ام اس مهمانش مى شود، همزمان با مطلع شدن از بيماريش به طور ناگهانى با هنر نقاشى روى پارچه آشنا مى شود. همت عالى به كار مى گيرد تا سه روز در هفته از خيابان پيروزى خود را به ميدان نوبنياد برساند تا اين هنر را فرا گيرد كه ياد هم مى گيرد. حالا شش سالى مى شود كه قلم موى پر از رنگ را بر روى پارچه مى لغزاند تا از دل پارچه هاى ساده و بيجان گلهاى رنگارنگى براى روميزى، روتختى، آباژور، روسرى و .. بروياند.
«بيمارى ام را دوست دارم چون خدا خواسته است، هركسى دراين دنيا سهمى دارد، سهم يكى در بيمارى و سهم ديگرى در سلامتى است اينكه ديگر چانه بردار نيست.»
براى صدمين بار از خودت مى پرسى مگر مى شود؟! چرا نمى خواهد باور كند اين بيمارى خيلى چيزها را از او گرفته و به او تنهايى ابدى ارمغان داده پس چرا شكر مى كند، چرا سرتسليم فرود آورده است، چرا؟ چرا؟
خواهر كوچكش گويا سؤالهاى نپرسيده مرا مى شنود و مى گويد: «خدا بندگانى را كه دوست دارد، سخت تر امتحان مى كند و اگر تو يك قدم بردارى او صد قدم به سوى تو برمى دارد.»
قانع نمى شوى، كلمات را به بازى مى گيرى، لعنت به زندگى و جوانى مى فرستى. شايد يك كلمه از گله هاى شبانه اى كه به خدا كرده است در گوش ات طنين اندازد اما دريغ از يك نوا و تو مى بازى چون او راضى راضى است.
توقعى ندارم
زيبا و شاداب است و بيمارى آنقدر خوش خيم بوده كه تو در دهها، صدها و شايد هزارها نگاه نتوانى بفهمى او دردى دارد كه حتى شنيدنش براى خيلى تحمل ناپذير است، مثل تمام آنانى كه براى شنيدن يك بله به سراغش آمدند اما وقتى از ماجراى بيمارى اش مطلع شدند، رفتند براى هميشه.
دلش نگرفته، به حال جوانيش غصه نخورده، رخت سفيد برتنش آرزو نكرده است؟ عطش شنيدن مامان گفتن يك طفل را چطور؟ شانه هايش را بالا مى اندازد و مى گويد: «مگر من دوست دارم برادرم با يك بيمار ازدواج كند كه توقع داشته باشم جوانى با من ازدواج كند؟ از اين گذشته باز خدا را شكر مى كنم كه قبل از بيمارى ازدواج نكردم چون خيلى از بيماران متأهل ام اس به خصوص آنهايى كه مبتلا به نوع بدخيم هستند مورد آزار همسران خود قرار مى گيرند و درنهايت طلاق مى گيرند.»
روى مغزت لكه اى ديده نمى شود پس جريان فرمانها بى هيچ كم و كاستى از ميان رگهاى عصبى ات مى گذرد و به تو اين فرصت را مى دهد كه درست ببينى، بشنوى، حرف بزنى، راه بروى و ... و تو اما چگونه از اين فرصت استفاده مى كنى؟         دنیز

تغذیه و ام اس

تغذيه و بيماري MS
براي درك اينكه چگونه تغذيه نقش اساسي در MS ايفا مي كند ضروري است كه فرآيند اوليه بيماري را درك كنيم.بيشتر موارد MSمربوط به سيستم خود ايمني (Autoimmune System)است به اين معني كه سيستم ايمني فرد به بدن حمله مي شود.در بيماري MS گلبولهاي سفيدسيستم ايمني به بافت پوشش دهنده اطراف سلول هاي عصبي در سيستم عصبي مركزي ميلين حمله كرده و موجب تخريب آنها مي شود ادامه نابودي ميلين باعث معلوليتهاي گوناگوني مي گردد.تحقيقات گسترده نشان مي دهد كه 3 عامل باعث حمله سيستم ايمني به ميلين ها و تخريب آنها مي گردد:
1- استعداد ژنتيكي (Genetic Susceptibility)
به نظر مي رسد كه حدود 5% از افراد اروپاي شمالي حامل ژنهايي هستند كه آنها را نسبت به بيماري MS آسيب پذير مي سازد و ديگر افراد از آسيب پذيري كمتر بر خوردارند.
2- عوامل فعال كننده سيستم ايمني (Immune activators)
ورودپروتئين خارجي به بدن باعث فعال شدن سيستم ايمني بدن مي شود.بيماري هاي خود ايمني عمدتا توسط پروتئينهاي بيگانه كه ساختار مولكولي آن ها شبيه به پروتئين هاي درون بدن است ايجاد مي شود.زماني كه سلولهاي ايمني چنين پروتئين هاي بيگانه اي فعال شوند به طور اشتباهي سلولهاي مشابه خودي نير حمله مي كنند در بيماري MS پروتئين هاي بيگانه از پروتئين هاي ميلين در سيستم عصبي مركزي تقليد كرده باعث حمله بدن به پروتئين هاي خودي مي شوند.
3-بازدارندگان ايمني (Immune Suppessants)
به نظر مي رسد فعاليت عليه يك يا چند پرو تئين خودي توسط سيستم ايمني در بسياري از افراد به دنبال يك بيماري عفوني آغاز مي شود به همين دليل است كه سيستم ايمني قبل از آوردن هر گونه خسارت قابل توجهي به بدن واكنش هاي خود ايمني را توسط گسترش سيستم مانع و جلوگيري (System of shuting down) ايجاد مي نمايد.
افراد مبتلا به MS به دليل نقص هاي متعدد دفاعي بدن داراي يك مكانيزم ناقص بازدارنده ايمني هستند كه باعث مي شود واكنش هاي خود ايمني در آن ها از كنترل خارج و به سيستم عصبي مركز آن ها خسارت وارد آورد.
عوامل تغذيه اينقش عمده اي در بيماري MS به عهده دارند هم از نظر ايجاد نقص در سيستم ايجاد مانع و هم از نظر تجمع پروتئين هاي بيگانه كه باعث فعال سازي سيستم ايمني عليه سيستم مركزي مي شوند.
بنابر اين كليد استفاده از تغذيه براي افراد MS به اين قرار است:
1- افزايش جذب مواد مغذي به منظور كمك به جلوگيري از واكنش خود ايمني
2- خود داري از مصرف غذا هايي كه باعث فعال سازي سيستم خود ايمني عليه سيستم دفاعي خودي و تكرار واكنش هاي خود ايمني مي شوند.
3- جلوگيري از واكنش هاي خود ايمني
دو نوع ماده ي موثر وجود دارد كه به طور قابل توجهي مانع حمله سيستم اسمني به دستگاه عصبي مركزي مي شوند.اينها ويتامين(D) و(امگا3) از اسيدهاي چرب ضروري مي باشند تعجب ندارد كه بدانيم با كمبود اين موارد روبرو هستيم و بخصوص در افراد مبتلا به MS اين كمبود قابل ملاحظه تر است.با افزايش مصرف اين مواد بيمار به جلوگيري از واكنشهاي خود ايمني بدن كمك مي كند.تحقيقات نشان داده كه مصرف روزانه 4 تا 5 هزار واحد براي عملكرد مطلوب مورد نياز است.منبع اصلي ويتامين ِ نور آفتاب است در اماكني كه به لحاظ جغرافيايي دستيابي به نور آفتاب كم است افراد با مصرف غذاهاي مناسب مي بايد اين كمبود را جبران نمايند.از آنجاييكه به تعداد كمي از غذاها ويتامين ِ تركيبي افزوده مي شود واين مقدار نيزبراي مصرف روزانه كافي نيستبنابر اين به منظور اطمينان از دريافت كافي اين ويتامين يك بيمار مبتلا به MS روزانه بايد4000 واحد ويتامين Dكه در تمام داروخانه ها به طور ارزان و سهل قابل تهيه است مصروف نمايد چنين مقداري خيلي بي خطر و خيلي پايينتر از سطح سمي مي باشد اسيدهاي چرب به مقدار اساسي فقط در چند نوع غذا يافت مي شود.بهترين منبع اسيدهاي چرب ماهي هاي سالمون(Salmon) و ماكارل (Macherel) هستند بنابر اين بسيار مناسب است كه افراد MSمصرف 3 بار ماهي در هفته را در برنامه غذائي خود قرار دهند مصرف روغن ماهي سالمون نيز راه بسيار خوبي براي تامين اين ماده است.بزرك(Flax) نيز يكي از دانه هاي گياهي است كه حاوي امگا 3(EFA) فراوان مي باشد و مصرف يك قاشق غذا خوري از روغن آن به طور روزانه براي تامين احتياج بدن مفيد است.روغن بزرك را مي توان از داروخانه هاي گياهي تهيه نمود.
اجتناب از فعال كننده هاي ايمني
عوامل بيماري زا مثل شرايط ايجاد كننده بيماريهاي مختلف عفوني و غيره عامل فعال شدن سيستم ايمني عليه دستگاه خودي مي باشند.
از ديگر عوامل اصلي پروتئين هاي بيگانه كه قدرت فعال كردن سيستم ايمني عليه سيستم خودي دارند غذاهاي مصرفي روزانه هستند. مطالعات نشان داده است كه غذاهايي كه بيشترين قدرت ايجاد واكنش هاي ايمني را دارند عبارتند از:لبنيات، نشاسته،غلات(گندم،جو،گندم،چاودار،يولاف)باقالي ها،ترشي و ادويه جات بنابر اين افراد مبتلا به MSبايد در خوردن هر چيزي كه شامل اين مواد هستند احتياط نمايند.
همچنين بعضي از چربي هاي خوراكي مي توانند در فعال سازي ايمني اثر گذار باشند،مانند:چربي هاي اشباع شده(چربي حيواني) و اسيدهاي چرب امگا(روغن سبزيجات)
افراد مبتلا به MSبايد از روغن كه از روغن هاي تك اشباع شده است و روغن ماهي در ر»يم غذايي خود استفاده نمايند تا احتياجات روزانه ي آنها تامين شود.
براي كاهش جذب چربي هاي اشباع شده بايد از گوشت قرمز اجتناب كرده واحتياجات پروتئين بدن بايد با گوشت ماهي و مرغ(بدون پوست)تأ مين شود.
خلاصه مطالب
براي كنترل بيماري MSوكند كردن روند پيشرفت و متوقف نمودن بيماري،تغييرات تغذيه اي بسيار موثر هستند.بنابر اين توصيه مي گردد كه در برنامه غذائي خود به موارد زير توجه فرمايند:
1-مصرف روزانه 4000 واحد ويتامين D
2-مصرف هفته اي 3 بار گوشت ماهي و قرص هاي روغن بزرك
3-عدم استفاده از لبنيات،باقالي ها،ترشي و ادويه جات
4-.خودداري از مصرف گوشت قرمز وكاهش مصرف چربي هاي اشباع شده
5-مصرف روغن زيتون براي تأمين احتياجات چربي بدن
6- استفاده از گوشت ماهي و مرغ (بدون پوست) به منظور تأمين احتياجات چربي بدن
7-اجتناب از هر گونه مواد غذايي حساسيت زا كه توسط آزمايش خون و يا عكس العمل بدن مشخص شده است.
8-مصرف سبزيجات و ميوه هاي تازه فصل براي ارتقاء بخشيدن سلامتي و بهبود سيستم هاي مختلف بدن.اين رژيم غذايي توأم با مصرف هر گونه داروي MSقابل اجرا مي باشد.


نكته مهم قابل توجه:
در اعمال رژيم غذائي مناسب با پزشك متخصص خود مشورت داشته باشيد.موارد فوق الذكر توسط بسياري از پژوهشگران و متخصصين درمان MS توصيه گرديده است و بدون ترديد مورد تأئيد پزشك شما هم قرار خواهد گرفت.هماهنگي با ايشان صرفا به منظور تنظيم يك برنامه غذائي مناسب و سازگار با هم خواهد بود.

مهم: تمام مطالب اين پست برگرفته شده از جزوه يوگا و ام-اس تاليف خانم مايا و دکتر احمدي است.

پی نوشت: این پست برگرفته از وبلاگ من و ام اس هست. البته با اجازه ویولت عزیز.
نازمهر

سیگار وام اس

 كشيدن سيگار در پيشرفت بيماري ام.اس موثر است و بنابراين ترك آن, گسترش زوال سيستم عصبي مركزي را محدود كرده يا آن را به تاخير مي اندازد.
به گزارش ساينس ديلي, اين اولين باري است كه يك ريسك فاكتور قابل تغيير براي پيشرفت بيماري مالتيپل اسكلروزيس مشخص شده است و لذا راهكاريي را براي بيماران ارائه مي دهد تا به كنترل صدمات نورولوژيك ناشي از بيماري اميد داشته باشند.
به گفته سرپرست اين تحقيق يافته هاي فوق جالب توجه اند زيرا تاكنون ريسك فاكتورهاي قابل تغييري براي پيشرفت ام.اس شناخته نشده است. و اين اولين مطالعه اي است كه فاكتوري را مشخص مي كند كه با تغيير آن مي توان از احتمال پيشرفت بيماري جلوگيري كرد.
با اين كه هنوز تحقيقات بيشتري بايد صورت گيرد تا مكانيسم هاي دخيل در اين يافته ها كاملا شناخته شود, اما محققان تاكيد مي كنند كه اكسيد نيتروس, ماده شيميايي موجود در دود سيگار, احتمالا نقش عمده اي در تسريع دژنراسيون تارهاي عصبي دارد.
از طرفي مواد شيميايي موجود در دود سيگار به سلول هاي ايجاد كننده ميلين (پوشش حفاظت بخش نورون ها) آسيب مي رسانند يا آن كه ممكن است افراد سيگاري را مستعد پاسخ هاي اتوايميون كند.

                                          دنیز

ژن کنترل کننده بیماری ام اس

دانشمندان انگليسي موفق به شناسايي ژني شدند كه توانايي كودكان را براي مرمت سلول عصبي آسيب ديده توسط بيماري تصلب چندگانه (ام.اس) كنترل مي كند.به گزارش دوشنبه پايگاه اينترنتي بي.بي.سي پژوهشگران دانشگاه كمبريج و هاروارد گفتند، نوار ام.اس در غلاف چربي محافظ سلولهاي عصبي كه ميلين خوانده مي شود، موجب آسيب رساني به توانايي اين سلولها در ارسال پيامهاي عصبي مي شود.

محققان دريافتند، اين ژن كشف شده كه اوليگ ـ 1 خوانده مي شود، موجب تحريك رشد سلولهاي ميلين ساز مي شود.
محققان با اين كشف اميدوارند بتوانند درمان جديدي را براي ام.اس پيشنهاد كنند.
به گفته اين پزشكان ام.اس بيماري التهابي است كه باعث بي حسي و ايجاد مشكلاتي در حركت، سخن گفتن و حافظه انسان مي شود.
با گذشت زمان، سلولهاي عصبي آسيب ديده در مغز و نخاع با ميلين بازسازي شده بهبود مي يابند.محققان در آخرين آزمايشهاي خود دريافتند كه ژن اوليگ ـ 1 كه پيش از اين تصور مي شد، به رشد سلول خاصي در مغز كمك مي كند، اين روند را در بهبودي ام.اس ، به عهده دارد.
گفته مي شود ژن اوليگ ـ 2 كه يكي از انواع نزديك اوليگ ـ 1 است، نقشي كليدي در توليد سلولهاي توليدكننده ميلين كه اوليگندروسايت خوانده مي شود، در طول رشد جنين دارد.
پژوهشگران دريافتند، پروتئيني كه در سلولهاي جنيني توسط هر دوژن توليد مي شود، درمنبع مركزي هسته سلول قرار دارد و تصور مي شود كه هر دوژن در توليد سلولهاي ميلين ساز نقش مهمي داشته باشد.
دانشمندان در بررسيهاي خود متوجه شدند، موشهايي كه به طور ژنتيكي ژن اوليگ ـ 1 را ندارند، قادربه ترميم سلولهاي ميلين ساز آسيب ديده نيستند.
                                                             دنیز